محمدتقى نورى
پيشگفتار 31
اشرف التواريخ ( فارسي )
بههرحال اين كتاب نيز مانند ساير منابع رسمى شرح احوال بزرگان و خوانين و شاهزادگان و درگيرىهاى آنها با يكديگر است و كمتر نشانى از زندگى اجتماعى مردم در آن هست . مثلا هنگامى كه نادر ميرزا به حرم امام رضا ( ع ) پناه برده بود و محمد ولى ميرزا و خوانين خراسان شهر مشهد را محاصره كرده بودند ، ما نمىدانيم مردمى كه در شهر بودند چه مىكردند و چه واكنشى داشتند و در تمام مدتى كه در شهر قحطى بود ، بر آنها چه مىگذشت يا به هنگام درگيرىهاى متعدد حكام و امراى خراسان كه هريك در منطقهاى حكم مىراند ، مردم كه از آنها بهعنوان رعايا نام برده مىشود چه مىكردند و چه بر سرشان مىآمد . درباره نويسنده كتاب در هيچيك از منابع قاجارى نامى از مؤلف و كتاب او نيست . حتّى مورخين معاصر براى نگارش تاريخ دوره نخستين قاجاريه به اشرف التواريخ رجوع نكردهاند . به همين دليل اين اثر مهمّ تاريخى از ميان منابع قاجارى ناشناخته مانده است . آنچه از مؤلف مىدانيم منحصر به اشاراتى است كه خود در متن كتاب مىآورد . در ديباچه مىنويسد : « اين فرد باطل دفتر ايجاد . . . محمد تقى بن محمد مهدى نورى كه از اوان كنت صبيا الى يومنا هذا كمر به خدمتگذارى اين دولت بسته . . . پدر بر پدرسگ پاسبان اين آستان . . . و الحال مدت دو سال است كه امتثالا لامر الاشرف الاعلى در خدمت فلك رفعت ولد ارشد ارجمند و فرزند سعادتمند آن حضرت . . . محمد ولى ميرزا . . . كمر خدمت و صداقت در حضرت سليمانى بسته . » ( برگ 3 الف ) با اين توصيف مشخص مىشود كه مؤلف از خانوادهاى بوده كه بهطور موروثى در سلك خدمتگذاران دربار بودهاند و از زمانى كه محمد ولى ميرزا حاكم سمنان بوده ، وى نيز به اين شاهزاده خدمت مىكرده است . همين جمله مشخص مىكند كه مؤلف وقايع اين كتاب را در طول ساليانى كه وقايع اتفاق افتاده نگاشته ، چرا كه در آغاز كتاب مىنويسد ، دو سال است كه به محمد ولى ميرزا خدمت مىكند پس نگاشتن كتاب را از زمانى آغاز كرده كه وقايع اصلى را نيز آغاز مىكند . يعنى از سال 1218